آشنایی با ساختمان و عملکرد پوست ، مو و ناخن

پوست ، مو ، ناخن

 
پوست با دارا بودن سطح متوسطی حدود ٢ متر مربع (٢.٥یارد مربع) ، یکی از بزرگترین اعضا بدن است . پوست یک سد محافظتی بین محیط جهان اطراف با عضلات ، اعضای داخلی و عروق خونی و اعصاب بدن تشکیل می دهد .

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  مو و ناخنها از پوست منشا گرفته ویک حفاظت اضافی ایجاد می کنند . ظاهر پوست به طور گسترده ای تغییر می کند . که این تغییر نه تنها به دلیل عواملی همچون افزایش سن بوده ، بلکه ، نمایش دهنده نوسانات هیجانی و سلامت عمومی ، نیز می باشد .پوست یک عضو زنده است . فوقانی ترین لایه آن اپیدرم بوده که سطح پوست را تشکیل می دهد و متشکل از سلولهای مرده است و در هر فرد حدود ٣٠ هزار عدد از این سلولها در هر دقیقه ریزش می کنند .

 

 با این وجود سلولهای زنده پوست دائما در قسمت تحتانی تر اپیدرم تولید شده تا جایگزین این سلولها گردند . در زیر اپیدرم ، درم قرار گرفته که حاوی عروق خونی ، انتها های عصبی و غدد می باشد . لایه ای ازچربی در زیر درم قرار می گیرد و به عنوان یک عایق ، ضربه گیر و منبع انرژی عمل می کند .

فيزيولوژي پوست

پوست ، وسيعترين عضو زنده بدن ، درحقيقت يكي ار پيچيده ترين ، جالبترين و پركارترين اعضاء نيز به شمارمي آيد .دستاوردها و تحقيقات انجام شده در زمينه شناخت ساختار و عملكرد پوست در بدن طي دهه گذشته از مجموعه مطالعات دو قرن اخير بيشتر و مؤثر تر بوده است .

 

 

وظايف پوست :
– بدن را در مقابل آسيبهاي مكانيكي ، حرارت وتابش شديد نور محافظت مي كند .
– از نفوذ مواد شيميايي و ورود ميكروبها و ميكرو ارگانيسمها به بدن جلوگيري مي نمايد .
– برخي از مواد مضر حاصل از فعاليتهاي متابوليسمي در سيستم گوارشي و كبد را دفع ميكند.
– هورمونها و آنزيمها را درداخل بدن حفظ مي كند.
– به عنوان يك عضو لامسه خارجي ، پيامهاي حسي را از طريق اعصاب به مغز و مراكز عصبي منتقل مي كند .
– به كمك سلولهاي لانگرهانس ، نقش مهمي را در سيستم ايمني بدن ايفا مي نمايد .

اجزا و ساختمان پوست :
در هر اينچ مربع از پوست ، با ضخامت متغير بين 1mm تا 4mm ، اجزا ي متعددي را مي توان مشاهده نمود كه با تعداد شگفت آوري در كنار هم به ايفاي نقش خود مي پردازند. 650 غده مترشحه عرق, 65 فوليكول مو, ، 19 يارد مويرگهاي ظريف خوني ، هزاران سلول لامسه ، پايانه عصبي و سلولهاي لانگرهانس در هر اينچ مربع از پوست در كنار هم قرار دارند كه علاوه بر آنها سلولها ي ملانو سيت و آنزيمهاي تيروزيناز ( سازنده ملانين ) را نيز بايد اضافه نمود .
به طور كلي دو نوع غده در داخل پوست وجود دارند :
1- غدد مترشحه چربي
2- غدد مترشحه عرق
معمولا دهانه هر كدام از غدد چربي به يك فوليكول مو باز مي شود ، اما در بعضي از موارد در پاي هر فوليكول مو چند غده چربي وجود دارد كه سبب تجمع چربي) (sebum بر روي پوست مي گردد.
غدد عرق عميقا “ در داخل لايه هاي زيرين پوست ( دوم) به صورت پايانه هاي فنري شكل ريشه دوانده اند كه توسط يك لوله تو خالي جهت دفع عرق از لايه هاي بالاتر (اپيدرم ) عبور كرده و دهانه كوچك آن در سطح پوست باز مي شود .
شايان ذكر است تعريق سبب پاكسازي پوست كه همانا خروج آلودگيها از خلال دهانه كوچك مزبور مي باشد ، نمي گردد.

 

لايه هاي پوست :
سطح پوست از تجمع سلولهاي مرده تشكيل شده است . زير اين سطح، سه لايه جداگانه بسيار نازك به شرح ذيل وجود دارند :
– اپيدرم
– درم
– هيپودرم

 

اپيدرم :
اپيدرم كه ضخامتش از 0.04 تا 1.6 ميلي متر متغيير مي باشد ،لايه مهمي است .سلولهاي لانگرهانس كه ايمني پوست را برعهده دارد ، ملانوسيتها و آنزيم تيروزيناز كه عهده دار توليد رنگدانه هاي ملانين و تنظيم رنگ پوست است ،در اين لايه قرار دارند.
محصولات آرايشي و بهداشتي نظير پاك كننده ها ،لايه بردار ها ، ترميم كنند ه ها يا مرطوب كننده ها نيز بر اين لايه تاثير مي گذارد .
چرا اپيدرم مهم است ؟
– اپيدرم مسئول زيبايي و شادابي ظاهري پوست است .
– پوست را در مقابل خشك شدن ( از دست دادن رطوبت ) ، نفوذ مواد شيميايي مضر وميكروبها حفاظت مي نمايد .
– اپيدرم يك لايه فعال متابوليكي است كه سنتز چربيها (ليپيدها ) را برعهده دارد .
– اولين سد دفاعي در مقابل حمله مواد اكسيد كننده در بدن به شمـار مي رود.
– عوامـل مقـابله كننـده با راديـكالـهاي آزاد نظـيـر ويـتامـين E وC و Superoxide Dismutase در اين لايه قرار دارند.
– قابليت نگهداري مقادير متنابهي از سراميدها و glycosaminoglycons را دارا مي باشد .
اپيدرم حاوي مقدار زيادي آب است . هرچه بدن جوانتر باشد ، آب بيشتري در پوست وجود دارد .با افزايش سن ظرفيت نگهداري آب در پوست كاهش مي يابد و در نتيجه پوست به سمت خشك و چروك شدن متمايل مي گردد .
اپيدرم ، علاوه بر اين ، اولين سد دفاعي بدن در مقابل هجوم ميكروبي محيط اطراف بدن به شمار مي آيد كه در اين ميان عملكرد خود را مديون حضور سلولهاي لانگر هانس مي باشند .
سلولهاي لانگرهانس بسيار به تابش اشعه ماوراء بنفش حساسند .حتي تابش خفيفي از اشعه ماوراء بنفش قادر است سلولهاي لانگرهانس را از بين ببرد كه اين مسئله مي تواند به كاهش ايمني سطح بدن منجر شود .
همچنين با افزايش سن ، به طور طبيعي تعداد اين سلولها كاهش مي يابد كه اين خود مي تواند دليلي براي افزايش شيوع سرطان در افراد مسن نسبت به جوانان باشد .
در سطوح تحـتاني لايه اپيـدرم ، سلولـها از طريق تقسيم ميتـوزي ، تكثير مي يابند .

هر سلول ، با حفظ سلول والد توانايي توليد يك سلول جديد را نيز دارا مي باشد . سلول جوانتـر در جاي خـود باقي مانده و سلول پيـرتر از لايـه هاي اپيدرم رد شده و به سطح مي رسد .

اين سلولها ضمن حركت خود به سطوح بالاتر با ماده اي به نام كراتين پرمي شوند وآب و چربي خود را از دست مي دهند .فسفوليپيد موجود در آنها به گليكـو ليپيد ، كلستـرول و سراميدها تبديل مي شود .در پايان حركت به صورت لايه اي از سلولها ي مرده روي سطح پوست قرار مي گيرند .
از سوي ديگر سلولهاي جايگزين، سلولهاي بزرگ ، جوان ونرم هستند كه حاوي مقدار زيادي آب مي باشند .با افزايش سن ، اين لايه نازك شده و نگهداري رطوبت را براي پوست دچار مشكل مي كند .
سراميدها يك نقش حياتي در قابليت نگهداري رطوبت توسط پوست بازي ميكنند كه اين مسئله مي تواند در سنين كهولت و نيز در مقابل تابش مستقيم خورشيد ، پوست را محافظت نمايد .
در لايه اپيدرم يك عامل مرطوب كننده طبيعي به نام NMF وجود دارد . تماس طولاني مدت با مواد پاك كننـده قوي و تغيير شرايط آب و هوايي مي تواند به كاهش ميزان NMF منجر شده و پوست را شكننده و خشك كند .
براي پوستهاي مسن و آسيب ديده ، موادي نظير آلفا هيدروكسي اسيدها(AHA) ، مي تواند ظاهرسالمتر و شادابتر ي به آن ببخشد .

درم :
لايه دوم يا درم 5 تا 7 برابر ضخيمتر از اپيدرم است و به وسيله يك غشاءپيوندي پايه به آن متصل شده است .
درم از يك غشاء ضخيم ارتباطي تشكيل شده است كه در حقيقت شبكه بهم بافته اي است از مويرگها ي خوني و لنفي ، رشته ها وپايانه هاي عصبي وحسي ، كلاژن و فيبرهاي پروتئيني الاستيني كه وظيفه آنها نگهداري و حفظ رشته هاي عصبي مي باشد .فوليكول هاي مو ، مويرگهاي خوني ، غده هاي چربي و عرق نيز در اين لايه قرار دارند . وظيفه اصلي اين لايه حفظ استحكام و ارتجاع پوست مي باشد .
چرا درم مهم است ؟
– اپيدرم را به كمك شبكه وسيع وظريف مويرگها ي خوني خود ، تغذيه مي كند .
– به كمك شبكه محكمي از كلاژن و رشته هاي پروتئيني الاستين، سبب استحكام بافت پوست مي شود .
– خاصيت ارتجاعي و كشساني پوست را تامين مي كند .
– به عنوان يك منبع دخيره آب عمل مي كند .
– پوست را در مقابل آسبهاي مكانيكي محافظت مي كند .
– نقش مهمي به عنوان يك گيرنده حسي ويك تنظيم كننده داخلي بازي مي كند .

 

هيپودرم :
هيپودرم ،سومين و آخرين لايه پوست ،پوست را به بافتهاي ماهيچه اي متصل مي نمايد .
اين لايه به دليل فراواني سلولهاي چربي، خاصيت ارتجاعي بسيار داشته و به عنوان ضربه گير (مثل عملكرد فنرها در اتومبيل ) عمل مي كند . ضربه گيري اين لايه ، نقش بسيار مهمي در حفظ و نگهداري مويرگهاي خوني و پايانه هاي عصبي دارد .

 

تفاوت پوست مر دان و زنان :
بدن انسانها عموما“ شباهت زيادي بهم داشته و تنها در موارد جزئي با هم متفاوت مي باشد .پوست نيز از اين مقوله مستثني نمي باشد . جنسيت، مهمترين عامل ايجاد تفاوت در پوست است.
– ترشحات غدد جنسي مردانه ، بر ضخامت پوست و استحكام لايه هاي درم مي افزايد .
– پوست مردان پر موتر و زبرتر از پوست زنان است.
– غدد عرق ريز مردان بيشتر از زنان است .
– ملانين بيشتري در سلولهاي پوست مردان وجود دارد كه به همين دليل ، پوست مردان غالبا“ تيره تر از پوست زنان است .
– پوست مردان به علت توليد بيشتر مواد مترشحه غدد چربي ، چربتر است .
– مواد شيميايي مترشحه از غدد زنانه ، پوست را صافتر و لطيفتر مي كند.
– موي بدن زنان كمتر ونازكتر از مردان است اما موي سرشان از نظر طول قابليت رشد بيشتري دارد .
– مردان به نسبت زنان ريزش موي بيشتري دارند . در سنين كهولت ، قسمتهايي از موي مردان كم پشت شده و بقيه به سفيد يا خاكستري مي گرايد.
– نژاد ، اثر بسيار اندكي بر روي پوست انسانها دارد و تنها تفاوت آن به پراكندگي غدد داخل پوست منحصر مي شود .رنگ تيره بر سلولهاي خاصي در پوست باز مي گردد كه تقريبا“ تعداد آنها در تمامي انسانها مشابه است در بعضي از نژادها ، سلولها بزرگتر بوده و توليد ملانين بيشتري مي نمايد.
– ساير عوامل نظير رنگ مو و ميزان لطافت پوست موروثي است .

 

محافظت و احساس

 
هر چند اکثر قسمتهای پوست ضخامتی کمتر از ٦ میلیمتر (¼ اینچ ) دارند . اما پوست یک لایه محافظتی قوی است . جز اصلی سطح پوست یک پروتئین زمخت فیبری است که کراتین نام دارد .

 این ماده را می توان در مو

که ایجاد حفاظت و گرما می کند و در ناخنها که انتهاهای ظریف انگشتان دست و پا را می پوشانند ، پیدا کرد . پوست یک سد دفاعی کاملا موثر در برابر میکروارگانیسمها و مواد مضر ایجاد میکند ، اما این سد بیشترین تاثیر را زمانی دارد که سطح آن دست نخورده باقی ماند .

 

زخمها ممکن است عفونی شوند و به باکتریها ، که بعضی از آنهادر سطح پوست زندگی می کنند ، اجازه دهند که وارد جریان خون شوند . سبوم که مایع روغنی است و از غدد سباسه موجود در درم تشکیل می گردد ، به حفظ حالت ارتجاعی پوست و دفع آب ، کمک می نماید .

به دلیل اینکه پوست ما حالت ضد آب ( واترپروف ) دارد ، آب را به هنگام دوش گرفتن مثل یک اسفنج ، جذب نمی کنیم .احساس لامسه ما از گیرنده هایی که در قسمت درم پوست وجود دارند و به فشار ، ارتعاش ، گرما ، سرما و درد پاسخ می دهند ، ناشی میشود . در هر ثانیه ، میلیاردها پیام از تحریکات دریافت شده در سرتاسر بدن به مغز ارسال شده و درآنجا این پیامها به صورت یک “تصویر” حسی در می آید و فرد را از خطراتی مثل یک وسیله داغ ، آگاه می سازند ،

بعضی نواحی حسی مثل انتهای انگشتان ، دارای تراکم بالایی از گیرنده ها می باشند .پوست همچنین یک نقش اساسی در تنظیم دمای بدن ایفا می کند و زمانیکه در معرض تابش نور خورشید قرار می گیرد ، ویتامین (D) تولید می نماید که برای ایجاد استخوانهای قوی لازم است .
یک لایه واکنش گر
پوست ما به شیوه زندگی ما واکنش نشان می دهد ، برای مثال ، پوست دستان یک باغبان ضخیم شده تا حفاظت بیشتری ایجاد کند . در طی روند پیری ، پوست چروکیده شده و خاصیت ارتجاعی آن کمتر می شود که این حالت می تواند در نتیجه سیگار کشیدن یا تماس بیش از حد با نور خورشید ، تسریع گردد . همچنین ، پوست می تواند رنگ خود راتغییر دهد . در برخورد مستقیم با نور خورشید ، اپیدرم و درم ملانین بیشتری تولید می کنند ، ملانین ، رنگدانه ای است که تشعشعات مضر ماورا بنفش را فیلتر می کند .
افزایش ملانین باعث تیره شدن پوست می شود . مردمی که اصلیت آنها متعلق به مناطقی با تابش شدید نور خورشید می باشد ، دارای پوست تیره تری بوده که به راحتی پوست روشن نمی سوزد . افرادیکه پوست روشن دارند بدلیل داشتن ملانین کمتر در پوست خود نسبت به آفتاب سوختگی حساسترند.
قسمتهای مختلف ناخن
صفحات حفاظتی که ناخن نامیده می شوند، انتهای انگشتان دست وپا را می پوشانند. ناخنها اساسا از کراتین که یک پروتئین درشت مولکول در مو و پوست است ، تشکیل شده اند . ناخنها از ماتریکس که زیر یک چین پوستی به نام کوتیکول قرار دارد و از لانولا که منطقه ای هلالی شکل در قاعده ناخن است ، رشد می کنند .
ساختمان ناخن
مشهود ترین قسمت ناخن ، صفحه آن می باشد . این قسمت بر روی بستر ناخن که یک ناحیه غنی از عروق خونی است قرار گرفته است .
پوست و مو
پوست متشکل از دو لایه اصلی است: اپیدرم که لایه نازکتر خارجی می باشد ودرم که لایه ضخیمتر داخلی است . اپیدرم لایه های ضخیمی از سلولهای مسطح می باشد . مو از فولیکولهای مو که نواحی تغییر یافته ای از اپیدرم هستند و دردرم قرار گرفته اند ، رشد می کند .سلولهای جدید مو که در فولیکول ساخته شده اند ، بتدریج می میرند تا تنه پوسته ای مو را تشکیل دهند . درم از یک بافت ارتجاعی قوی ساخته شده از عروق خونی ، غدد خونی ، غدد و انتهای عصبی که به تحریکاتی همچون گرما ، فشار، درد پاسخ می دهند ، تشکیل شده است .
غشاهای مخاطی
غشاهای مخاطی ، لایه های سلولی هستند که قسمتهایی از بدن را که نباید خشک شوند، حفاظت می کنند . این غشاها ، دهان و بینی ، داخل پلک ها ، مجاری تناسلی ، گوارشی و تنفسی را می پوشانند . سلولهای اختصاصی موجود در این غشاها تحت عنوان سلولهای گابلت ، موکوس را که یک پروتئین چسبنده است ترشح می کنند ، موکوس باعث لغزنده سازی و پاکسازی می شود . در نقاطی که حفرات بدن باز می شوند ، غشاهای مخاطی در امتداد پوست قرار می گیرند.
رشد و ترمیم
پوست دائما خودش را از طریق ریزش سلولهای مرده و تولید سلولهای جدید ، نوسازی می کند . در نتیجه سلولهای سطحی که به دلیل سایش ، آسیب یا بیماری از دست می روند ، سریعا جایگزین می شوند . سلولهای جدید در اپیدرم که لایه فوقانی پوست است و به عنوان یک پوشش محافظتی ضخیم عمل می کند، ساخته می شوند.
رشد پوست در اکثر نواحی بدن ، اپیدرم ، چهار لایه دارد . در تحتانی ترین قسمت ، لایه قاعده ای قرار دارد، که در آن سلولهای جدید ساخته می شوند .

 

به موازات حرکت به سطح ، سلولهاتغییر می کنند تا لایه های بینابینی یعنی سلولهای خاردار وگرانولار را تشکیل دهند . سلولهای در عرض ٢-١ ماه به سطح می رسند . لایه سطحی متشکل از سلولهای مسطح مرده می باشد که دائما ریزش می کنند .سلول لایه سطحی:
سلولهای مسطح مرده در سطح پوست یک پوشش محافظتی خشن تشکیل می دهند . این سلولها دائما به موازات از دست رفتنشان ، جایگزین میشوند .
سلول گرانولار:
سلولهای لایه گرانولار مسطحتر از سلولهای خاردار هستند و ساختار سلولی آنها شروع به بهم خوردن می کند.
سلول خاردار:
سلولهای واقع در لایه سلولی خاری ، بر آمدگیهای خاری دارند که آنها را به هم متصل می کند و به پوست قدرت می دهد .
سلول قاعده ای :
سلولهای لایه قاعده ای به درم چسبیده اند. این ناحیه ، قسمتی از پوست است که سلولهای آن مرتبا تقسیم می شوند تا سلولهای جدید را که بعدا به لایه های بعدی تبدیل می شوند ، بسازد.
ترمیم پوست
زمانیکه پوست آسیب می بیند، از طریق ترمیم بافت آسیب دیده و جایگزین ساختن بافت از دست رفته با سلولهای جدید ، پاسخ می دهد . طی روند ترمیم ، بافت مرده یا آسیب دیده ، ابتدا توسط بافت اسکار و بتدریج با سلولهای جدید سالم جایگزین می شود . ترمیم پوست طی مراحلی که در زیر گفته شده ، صورت می گیرد.
۱- هر آسیبی که منجر به ضایعه پوستی شود ، در صورتیکه ضایعه سطحی باشد مسئله مهمی نیست . ممکن است عروق خونی درم آسیب دیده و باعث خونریزی شود.
۲- خون از عروق خونی نشت پیدا کرده ، منجر به تشکیل لخته می شود . فیبروبلاستها و سایر سلولهای اختصاصی ترمیمی تکثیر شده و به ناحیه آسیب دیده مهاجرت می کنند .
۳- فیبرو بلاستها : کلافه ای از بافت فیبردار در داخل لخته ایجاد می کنند . به موازات انقباض رشته های فیبرین کلافه دچار چروکیدگی می شود . بافت پوستی جدید در زیر تشکیل می گردد .
۴- کلافه فیروز ، سفت شده تا یک کبره زخم بر روی سطح پوست ایجاد کند . زمانیکه رشد پوست جدید کامل شود این کبره می افتد . با این وجود اثر زخم ممکن است باقی ماند .
رشد مو
مو از یک فولیکول رشد می کند . این فولیکول یک ناحیه اختصاصی از اپیدرم است که به طرف پائین به داخل درم رشد کرده است . مو از سلولهای با تقسیم سریع موجود در ریشه که در قاعده فولیکول قرار دارد ، ایجاد می شود . پاپیلای زیر ریشه حاوی عروق خونی است که مواد غذایی را حمل می کنند . هر فولیکول یک دوره رشدی دارد که به دنبال آن فاز استراحت می آید . بااین وجود فازهای فولیکولهای مختلف ، همزمان نیستند . هر روز تعدادی از موها رشد می کنند ، در حالیکه عده ای دیگر می ریزند . یک مو بین ۶ میلی متر (¼ اینچ ) تا ۸ میلی متر ( ⅓ اینچ ) در ماه رشد می کند .
۱- در طی هر جلسه استراحت یک فولیکول مو ، فعالیت سلولی در پاپیلا و ریشه مو آهسته شده و به تدریج متوقف می شود . زمانیکه فعالیت سلولی متوقف شد ، مو می میرد.
۲- در طی مرحله رشد ، سلولها در ریشه به سرعت تقسیم می شوند و رشد یک موی جدید را آغاز می نمایند . موی جدید در حال رشد به آهستگی موی مرده را به بیرون از فولیکول مو فشار می دهد .
عملکرد پوست، مو و ناخنها
در همه بدن ، پوست عملکردهای اصلی مشابهی در جهت حفاظت ما از آسیب و عفونت ایفا می نماید . پوست در تنظیم دمای بدن که توسط ناحیه ای در مغز به نام هیپوتالاموس در پاسخ به محرکهای مختلف ، کنترل میشود ، نقش مهمی دارد . رنگدانه ملانین پوست ، تا حدودی باعث حفاظت آن در برابر تشعشعات مضر ماورا بنفش خورشید می گردد .
حفاظت
هر چند ساختار اصلی پوست در کل بدن مشابه است ، اما تفاوتهای موضعی بعلت اختلاف عملکرد نقاط مختلف آن وجود دارد . برای مثال ، پوست کف دست و کف پا ، مو ندارند . تفاوتها بیشتر در ارتباط با رنگ ، بافت ، تراکم فولیکولهای مو ، غدد، پایانه های عصبی و عروق خونی رخ می دهد .
تنظیم حرارت بدن
پوست ، نقش قابل توجیهی در تنظیم دمای بدن ایفا می کند . برخلاف بعضی حیوانات ، انسان فاقد یک پوشش خزی ضخیم است تا بتواند گرما تولید کند . در عوض ، ما یک سیستم تنظیم حرارتی پیچیده داریم که دارای اجزایی مثل عروق خونی خاص در پوست است که تنها در ارتباط با حفظ و از دست دادن گرما می باشند . لایه چربی موجود در زیر پوست باعث حفاظت بیشتر می گردد .
دمای بالای بدن
اگر بدن خیلی گرم شود ، عروق خونی متسع شده تا اجازه دهند خون بیشتری به پوست ، یعنی جایی که خون خنک می شود ، برسد . این امر باعث می گردد تا پوست ، بر افروخته به نظر رسد . غدد عرق ، عرق بیشتری تولید کرده تا با تبخیر آن پوست خنک شود .
دمای پایین بدن
اگر بدن خیلی سرد شود ، عروق خونی باریک می گردند . عضلات راست کننده مو منقبض شده، باعث راست شدن موها و کشش پوست می گردد که حالتی شبیه پوست غاز پیدا می کند . موهای راست شده ، لایه ای محافظتی از هوا را نزدیک پوست نگه میدارند .

منابع سایتپزشکان بدون مرز _

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا